پروفایل من
تماس با من
نویسنده (های) وبلاگ

آرشیو وبلاگ
تاثیرات داروینیسم بر جغرافیدانان اکولوژیست و رادیکال نویسنده: - ۱۳٩۳/۱٠/٥

مقدمه

بشر و تاریخچه تفکری وی نشان می دهد که وی در شناخت پدیده ها از چهار سیستم ارزیابی با بنیان های فلسفی گوناگون بشرح زیر بهره مند بوده است:

  1. سوفیسم و سپتسیزم
  2. امپریست و پوزیتیودیسم (دیدگاه متکی بر حس و تجربه (دیدگاه علمی))
  3. شماء یا کارتزین (تعقل گرایی)
  4. شناخت متکی بر عرفان و اشراق

دیدگاه امپریست و پوزیتیودیسم که به دیدگاه علمی معروف است از قرن 18 و 19 به بعد حاکمیت مطلقی به ویژه در اروپا پیدا نمود. این دیدگاه توسط فیلسوفانی چون اگوست کنت تبلیغ شد.

از همان ابتدا دیدگاه علمی بر دو شاخه تکاملی و غیر تکاملی منقسم بوده است: وقتی صحبت از دیدگاه تکاملی می شود در واقع باید به این مفهوم معتقد بود که نه تنها موجودات زنده بلکه صورتهای مختلف هستی و ماده که موجودات زنده هم بخشی از آن بحساب می آیند در یک مدار تغییر و تحول قرار دارند و این تحول دارای جهت و سوئی (به سمت کمال) است. با بیان اصول تکامل تعابیر گوناگونی از وقایع ارائه می شود. بعبارت دیگر آنچه را فاشیسم در آلمان (برتری نژادی) از اصل انتخاب اصلح برداشت می نمود، داروینیسم اجتماعی در انگلیس نیز بدان دامن زد و عجیب تر آنکه کمونیسم در روسیه نیز تضاد دیاکلتیک خود را به پشتوانه اصل تکاملی تنازع بقاء توجیه می نمود.

وقتی چنین بینشی در تفکرات جغرافیدانان وارد شد تمامی تئوری های خود را بر این مبنا مفهومی تازه می دادند که از آن جمله تئوری فضای حیاتی راتزل، دترمینیسم جغرافیایی، مالتوسیزم و ... در جغرافیای انسانی و همین مفاهیم به نحو دیگری در تئوری دور جغرافیایی دیویس در جغرافیای طبیعی باید نام برد.

از جمله مکاتب جغرافیایی که از بینش تکاملی بشدت متاثر گردیده اند، مکاتب اکولوژیسم و رادیکالیسم می باشند. از آنجا که مکاتب مزبور طیف وسیعی از زمان و مکان را در عالم جغرافیا دربرمی گرفته اند، بررسی دیدگاه تکاملی و اثرات آن بر این دو مکتب ضرورت می یابد.

داروینیسم

نظریه تکامل به منزله هماهنگ کننده ترین عامل در زیست شناسی به حساب آمده است. تنوع جانداران، شباهتها و اختلافات بین اشکال آنها، جنبه های پراکندگی جغرافیایی و رفتار، سازش و کنش متقابل، جملگی پدیده هایی هستند که پیش از آنکه نظریه تکامل به آنها معنا بخشد، گویای بی نظمی غیر قابل توصیف در دنیای جانداران بوده اند.

البته باید دانست که نظریه تکامل پیش از داروین بوسیله شخصیت های متعدد علمی دیگری ارائه گردیده بود اما ضعف اصلی نظریه های ماقبل داروین و اکثر نظریه های تکاملی قرن نوزدهم آن بوده است که سعی در توضیح تکامل تنها بوسیله یک مفهوم نموده و فقط یک عامل را در نظر گرفته اند: لامارکیسم بوسیله اصل کمال باطنی، "ژئوفرا" با القاء تحول ژنتیکی از طریق محیط، کوویه با انقلابات ناگهانی، واگنر با تکامل از طریق جدایی جغرافیایی، دووریس با جهش گرایی و ... سعی در توضیح تکامل به کمک یک اصل و طرد بقیه اصول داشته اند. از طرف دیگر محدودیت ها و فشارهای مذهبی و سیاسی از ابزار و تکوین نظریات تکاملی ممانعت می نمود. اما شجاعت داروین در این راستا و سعی وی در معرفی رویدادهای تکاملی بعنوان نتایج نیروهای در حال نزاع، وی را قهرمان بینش تکاملی نمود:

دو رویداد انگیزه ها و طبع جستجوگر داروین را تقویت نمود: یکی آشنایی با شخصیت های علمی چون هنسلو 1 گیاهشناسی، سجویک 2 زمین شناس و یوئل هیئت دان و دوم مسافرت پنج ساله وی با گشتی بیگل 4 (1836-1831)

داروین با در اختیار داشتن گنجینه های علمی حاصل از مطالعات و معاشرت با دانشمندان فوق الذکر طی مسافرت با کشتی بیگل شباهت و اختلاف جانوران آمریکای جنوبی و جزایر گالاپاکس 5 را به وضوح مشاهده می کرد. خانواده و جنس های جانورانی که در این دو سرزمین زندگی می کردند، یکی بوده ولی انواع در اثر بعضی خصوصیات از هم متمایز شده بودند. وی می دید که در اثر اختلاف شرایط زندگی، آب و هوا و ... جزایر اقیانوس با سواحل و قسمت مرکزی آمریکای جنوبی، انواع جدیدی شروع به بوجود آمدن می کرده اند. بدینگونه وی وجود پدیده "تغییرپذیری" را به چشم خود از نزدیک دید. وی همچنین مبارزه برای زندگی (تنازع بقاء)، رقابت و دیگر مناسبات بغرنج موجود در بین جانداران را در طبیعت دید. وی از این مشاهدات اصولی را درک و تدوین نمود که شرح آنها ذیلا ارائه می گردد:

1-     تغییر انواع:

بر اساس این اصول بین انواع، گونه ها، جنس ها و بطور کلی جانداران روابط متقابلی از یک سو و از سوی دیگر روابطی با محیط بی جان وجود دارد که نتیجه این روابط تحمیل صفاتی از دو جانب بر یکدیگر و نهایتا تغییر انواع است.

داروین قابلیت تغییر را در موجودات زنده به دو قسمت معین و نامعین تقسیم نموده است. این تقسیم بندی بر اساس مشخص بودن یا نبودن عامل تغییر انجام گرفته است. علاوه بر این وی دو نوع تغییرپذیری متناسب و ترکیبی را مشخص می نماید: نوع اول تغییراتی است که در یک عضو روی داده و بر اعضای دیگر مرتبط با این عضو تغییر می نماید. تغییر پذیری ترکیبی، تغییری است که کلیه خصوصیات عوامل تغییر دهنده را نمایان می سازد.

داروین در پدیده تغییر پذیری ویژگی دو عامل را در نظر گرفت یکی شرایط محیطی و دیگری طبیعت ارگانیسم.

به نظر داروین شرایط محیطی بعنوان عامل اصلی در تغییربوده در حالیکه سرعت، خاصیت و درجه تغییرپذیری را وابسته به طبیعت ارگانیسم می دانسته است.

2-     تنازع بقاء:

این اصل حاصل تاثیر نظریات مالتوس بر آراء داروین است. بر اساس این اصل موجودات زنده در نزاع دائمی جهت بقاء هستند. این نزاع ناشی از کمبود منابع و کثرت جمعیت گونه هاست. مبارزه برای زندگی بر سه نوع است: مبارزه داخلی انواع، مبارزه انواع با همدیگر و مبارزه موجودات زنده با شرایط زندگی و محیط بی روح طبیعت.

در مبارزه برای زندگی همیشه شکل خونین آن دیده نمی شود بلکه گاهی جانداران دسته ای با دسته دیگر طرح دوستی می ریزند و زندگی می کنند.

یکی از اشکال روابط بغرنج که در بین جانوران وجود دارد، شکل خانواده و گله ای است که بدینوسیله زندگی همدیگر را محافظت و انگیزه حیات یکدیگر می گردند. زندگی خانواده چیزی جز شکل عالی زندگی مشترک نیست.

3-     سازش:

بنظر داروین جانداران با شرایط زندگی و محیط سازش یافته و صفات ثانویه ای کسب می نمایند این صفات اکتسابی عاقبت وارثتی می شوند. این اصل برگرفته از نظریه لامارک است.

همچنین نوع ها و جنس ها و حتی اصنافی که از لحاظ خویشاوندی از هم دور هستند، در جریان تکامل در شرایط مساوی علائمی شبیه هم کسب می کنند. داروین این پدیده را "عینی شدن علائم" 1 می خواند.

4-     انتخاب اصلح:

بنظر داروین جانداران که در نتیجه اختلافات موجود بتوانند با شرایط و محیط سازگاری نمایند، در میدان حیات چیره می گردند و به نسل خود ادامه می دهند ولیکن آنهایی که نمی توانند قابلیت سازگاری بدست بیاورند محو شده و از بین می روند. جاندارانی که توانسته اند با محیط بهتر سازگار باشند. آنهایی را که خوب سازگار نشده اند در تنگنا گذارده و از میدان طبیعت بیرون می رانند. اینگونه انتخاب را وی انتخاب طبیعی نیز می نامد.

اکولوژیسم

اکولوژی علم مطالعه روابط بین ارگانیسم ها و مجموع عوامل فیزیکی و بیولوژیکی موثر بر آنها می باشد. اکولوژی بعنوان یک علم اجتماعی، با مطالعه جمعیت های انسانی و خصوصیات فرهنگی و فعالیتهای اقتصادی آنها با توجه به محیط زیست طبیعی شان و پراکندگی مکانی و نوسانات موقعیتی آنها در رابطه است.

محیط که ساخته و پرداخته مجموعه ای از روابط است، نظام علمی ویژه ای را به وجود می آورد که به آن اکولوژی عمومی می گویند که الزاما برای توسعه مفاهیم خود از زیست شناسی مایه می گیرد و هرگز از مطالعه سازگار ارگانیسم با محیط تکامل گرا روی گردان نیست به همین لحاظ اکولوژی از اصول تکامل ریشه و منشاء دارد.

در این دیدگاه، انسان نخست به مثابه حیوانی تلقی می شود که ارگانیسم او کمابیش با محیط سازگاری یافته است.

سپس بصورت عنصری از توازن زیستی تمامی موجودات زنده، موجوداتی که پاره ای از آنها با اوگرانه در تخاصم، دست کم در نوعی رقابتند. و پاره ای دیگر معین و مددکار او بحساب می آیند. بنابراین سازگاری انسان با محیط گاه مستقیم و گاه غیرمستقیم و با تسهیل و یا ایجاد یک نظام تولیدی، متشکل از عناصر سازگاری با محیط صورت می پذیرد.

بنابراین مجموع رفتار و کردار بشری یا بعنوان اثر تجمعی محیط زیست طبیعی یا بعنوان رفتارها و کردارهای سرشته شده و دگرگون شده با استفاده از اجزاء مجرد محیط زیست فیزیکی از قبیل اشکال مختلف زمین، خاک، منابع آب و اقلیم تفسیر می شوند. بدین دلیل در تحلیل اکولوژیکی جغرافیدانان تفکر خویش را بجای مطالعه تفاوت های زندگی دو مکان، در شناخت وابستگیها در داخل یک محدوده واحد جغرافیایی و نحوه سازگاری و انطباق متمرکز می سازند. (اصل 1 و 3)

این ویژگی ها سبب گردید که تفکرات سیستمی در جغرافیا اعتبار یابد. مراد جغرافیدانان از تحلیل سیستمی بیشتر در مفاهیم کلی نگری ناحیه ای است. چنین بینشی با نظریه هارلن باروز 1 مبتنی بر تمرکز تحقیق و مطالعه بر سازگاری انسان با محیط تقویت می شود.

با این همه اکولوژی انسانی نمی تواند تمام مباحث جغرافیا را دربرگیرد. علاوه بر آن باید دانست در قلمرو اکولوژی رابطه فردی و بیولوژیکی است و با روابطی که گروه انسان ها با محیط و در مفهوم و معنای اخص با محیط جغرافیایی برقرار می سازد، یکسان و هماهنگ نمی باشد. دیگر اینکه میدان عمل اکولوژی گسترده تر از جغرافیاست.

بنابراین اصل قلمرو مطالعات اکولوژی انسانی سازگاری و وابستگی انسان با بوم خود است. این بینش در جغرافیای انسانی باعث گردیده که اکولوژیست های زمان ما در بررسی ثبات یا عدم آن در سیستم های اجتماعی بروی چهار متغیر تاکید نمایند. این چهار متغیر حاکی از تاثیر شدید این بینش از اصول داروینیسم است:

1-     جمعیت:

از طریق افزایش و کاهش خود، درجه رقابت و سبقت جویی را در اشغال فضای زندگی بوجود می آورد (اصل تنازع بقاء)

2-     محیط:

محیط طبیعی ممکن است محدودیت هایی جهت تراکم گروه های انسانی به وجود آورد اما انسان روند سازگاری و همراهی با محیط و عمل متقابل خود را ادامه می دهد زیرا انسان به تدریج محیط طبیعی را با تکنولوژی خود دگرگون می سازد و آن را برای زندگی انسان آماده می سازد (تنازع بقاء و انتخاب مصنوعی)

3-     تکنولوژی:

سازگاری انسان با محیط طبیعی بوسیله تکنولوژی امکان پذیر است و بوسیله آن محیط زیست را آماده زندگی دلخواه می کند.

4-  سازمان یا ساخت نظام: گروه های انسانی را قادر می سازد خودشان را در محیط زیست نگهدارند و با بهم پیوستگی در یک  واحد بزرگتر ادامه حیات دهند. سازمان یا ساخت نظام، همواره زمینه اجتماعی دارد و بطور سیستماتیک فعالیت منظم گروههای انسانی را تعیین می کند (زندگی گله ای)

5-     عوامل اجتماعی – روانی:

شناخت اولویتها، ارزشها، نگرشها و معتقدات انسان همه در محیط زیست و شناخت اکولوژیکی جامعه او تاثیر می گذارند.

پیدایش نگرش اکولوژیکی در جغرافیا

زایش مکتب اکولوژی در آلمان با ظهور فردریک راتزل به جغرافیا راه یافت. راتزل تحت تاثیر "ارنست هاکل" 1 بود و هاکل نیز به نوبه خود از اصل انواع داروین متاثر گردید. بنظر هاکل در فلسفه داروین محیط محرک و عامل اساسی در تکامل است و محیط موضوع اساسی علم اکولوژی است. گرایش راتزل به سمت جغرافیای انسانی بر اساس تاثیرات نظریه هاکل این اعتقاد را به وجود آورد که: مطالعه جغرافیای انسانی جز آزمونی در جهت فهم تاثیرات محیط روی افکار، اندیشه و شکل یابی جوامع انسانی چیز دیگری نبوده است. وی با مطالعه آثار کارل ریتر مفاهیم جغرافیایی خود را نظم بخشید و نقش خشکی ها و جزیره ها و فضای اشغالی انسان را در تعیین سرنوشت ملتها مطالعه کرد.

راتزل عقیده داشت که جابجایی جمعیت ها به محیط های نو مستلزم سازگاری است که خود با تغییرات سریع خصائص جسمانی انسان ها همراه است. بنابراین تباین جهان مسکون و حتی گوناگونی نژادها ناشی از تنوع محیطهای فیزیکی آنهاست. راتزل سعی دارد بین محیط های طبیعی و ساخت جوامع و دولت ها روابطی برقرار سازد و مفهوم فضای حیاتی را که یک ملت می تواند در اختیار خود بگیرد به گونه ای منطقی توجیه بکند.

وی تحت تاثیر عقاید داروین عقیده داشت که دولت بمانند ارگانیسم نیاز به رشد و توسعه دارد و حیات سیاسی دولت ها، چون موجودات زنده در پناه تنازع بقاء امکانپذیر است. این تنازع با وسعت خاک کشورها و فضای اشغالی انسان ها در رابطه است. عقاید راتزل در موقع و جایگاه و پیدایش شهرها نیز نمود می کند و از سال 1920 نقش شرایط اکولوژیک در برنامه ریزی فیزیکی شهرها مورد توجه قرار می گیرد. در این زمینه "سرپتریک گدس" 1 با شهر برخوردی ارگانیک نموده یکی از بنیانگذاران برنامه ریزی فیزیکی شهر می شود. گریفیت تایلر نیز این مفاهیم را به حوزه عمل جغرافیای شهری نزدیکتر می سازد و عوامل محیط طبیعی را در موقع، محل استقرار و توسعه شهرها دخالت می دهد.

اکولوژیسم با منشاء فکری مشابه اما با روشهای متفاوت، طی توسعه شهرهای صنعتی در انگلستان در اواسط قرن نوزدهم ارائه گردید. دانشمندان این تیپ فکری بر علیه تمدن زاده تکنیک و ذغال و فولاد قیام نموده و از مخالفان جدی نوگرایی به حساب می آیند. نظریه باغشهر هاورد با هدف برقراری تعادل لازم بین شهر و روستا از سویی و انسان و طبیعت از دیگر سو توجه داشت.

در راستای این تفکر و تحت تاثیر تکامل گرایی، نظریه توالی اکولوژیکی شامل: نفوذ، هجوم، تثبیت، تراکم و توده شدن بعنوان قانونی اجتناب ناپذیر ارائه گردید. مراحل توالی و تسلسل اکولوژیکی در مورد انتشارافکار، عقاید و ایدئولوژی ها، ورود تکنیک ها، تولیدات، تغییر محل زندگی گروه های مختلف شهری و محل فعالیت مشاغل نیز بکار رفت.

اصولا اساس نظریه های مکتب اکولوژی بر قیاس بیولوژیک زیستی بود. در این نظریه گروه های اجتماعی برای دسترسی درست مانند گونه های گیاهی و حیوانی عمل می کنند. یعنی مراحل اکولوژیک نفوذ و توالی بروشنی در جامعه شهری و بین گروه های اجتماعی دیده می شود و در این مراحل اکولوژیک مرحله توسعه، تراکم، کاهش تراکم و سرانجام جدایی گزینی گروههای اجتماعی را به وضوح می توان تشخیص داد.

همچنین شهر را مانند یک ارگانیک دارای تکاملی از "نوزاد شهری" 1 تا "مرده شهری" 2 می دانستند (نظریه گدس و هفورد)

رادیکالیسم

رادیکال در لغت بمعنای "اساسی"، "بنیادی" و "ریشه" ایست. رادیکالیست در مفهوم به معنای کسی است که طرفدار اقدامات قطعی می باشد. در اصطلاح رایج رادیکالیسم بورژوازی نیز وجود دارد. و آن به یک جریان سیاسی گفته می شود که در آغاز برنامه خود مطالبات جدی و خواسته های اصلاحاتی و دموکراتیک در چارچوب دوران سرمایه داری مطرح می کرده است و در واقع بیانگر منافع قشرهای خرده بورژوازی بوده است.

رادیکالیسم جریان سیاسی است که ریشه تاریخی طولانی دارد اما این جریان فکری در جغرافیا با ظهور "پتر کروپوتکین" 3 قوت گرفت. کروپوتکین اولین کسی است که علم جغرافیا را در حل مسائل دوران تزار با تاکید بر مکتب آنارشیسم به خدمت می گیرد و بیش از صد سال پیش از انقلاب جغرافیایی سخن به میان می آورد. او در ردیف آن دسته از جغرافیدانانی است که تئوری های رادیکالیستی را وارد اکولوژی انسانی کرده اند.

کروپتکین معتقد بود که عدم تعادلهای محیط طبیعی بازتاب عدم تعادلهای روابط انسان و محیط اوست. وی برای برقراری تعادل روابط بین پرندگان مریض و کمک آنها به یکدیگر را از طبیعت وام گرفته و معتقد است که جوامع انسانی نیز می باید با تعاون به تعادل محیطی دست یازند. استدلال پروپتکین بر این است که در همه انواع و اجتماعات همکاری برقرار است نه کشمکش و ضدیت. بنابراین انسان می تواند با استفاده از این قانون طبیعی و از راه همکاری با انسان های دیگر بر موسسات و نهادهای منشاء اعمال فشار و زور مانند حکومت فائق آید و آنها را نابود سازد.

پیش از کروپوتکین جیفر میل نیز عقایدی رادیکالیستی داشته و معتقد بود که چون همه افراد واجد مایحتاج خود نیستند درصدد برمی آیند که آن را از افراد ضعیف تر از خود بدست آورند، برای جلوگیری از چنین واقعه ای یک راه موجود است و آن اتحاد عده ای از مردم بمنظور حفظ یکدیگر.

بدین ترتیب حکومت را همکاری ضعیف بر ضد قوی می داند و این ایده خلاف عقیده کروپتکین آغاز همگامی رادیکالیسم با سوسیالیسم بود. قدمهای اولیه در این همگامی مقارن با نیازهای سریع ساختمان سوسیالیزم که نیازمند بکارگیری عمیق و متمرکز منابع طبیعی بود، در راستای بررسی شرایط طبیعی و منابع ناحیه ای عمل نمود.

جغرافیای رادیکال برا اساس بینش اخیر بین سالهای 1980-1973 بر علیه جنگ ویتنام، گسترش عدالت اجتماعی برای همه طبقات جامعه و آلودگی های محیطی بازتابی دوباره و نوین یافت. در این مکتب تاکید بر مسائل اقتصادی – اجتماعی است و به تبع آن سیاست های کلان کشورها اساس کار جغرافیدانان قرار گرفت:

در این نگرش اعتقاد بر این است که کلیه فرایندهای جغرافیایی محصول سیستم های مشخص اجتماعی – اقتصادی است بنابراین مطالعه محیط طبیعی اگر با بررسی دوگانه اجتماعی – اقتصادی توام باشد، اطلاع و معرفت ما از محیط به نحو شگفت انگیزی غنی شده و توسعه می یابد. این روش طرز تلقی موجب تمرکز دقت دانشمندان بر روی سیستم های طبیعی و پدیده های طبیعی و مصنوعی که در عرصه طبیعت روی می دهند و همچنین اثراتی که این پدیده ها برای نوع انسان بدنبال دارند، میشود. از این نظر، عمل انسان مخصوصا در شرایطی که با کمک عامل خارجی ایجاد شده باشد، مورد توجه و ملاحظه قرار می گیرد.

بررسی عناصر اجتماعی باید با اطلاع و آگاهی کامل از تمامی ضوابط و قوانین توسعه و پراکندگی تولید اجتماعی، خصوصیات و ویژگی های ساختار اجتماعی – اقتصادی جامعه، کنش ها و تمایلات به ترقی علمی و فنی استوار باشد.

ویژگی تکراری تبادل سیکل طبیعت – جامعه – طبیعت انگیزه بررسی تولید اجتماعی در چارچوب تجدید و نوآوری های دائمی و در عین حال، به مانند پدیده تولید مجدد دانسته می شود. لاجرم باید تحلیلی در مورد شکل مشخص و معین مصرف مواد و انرژی برای تولید فردی و اجتماعی که پس از استفاده به طبیعت برگردانیده میشود، صورت پذیرد.

در این نگرش اصل تجدید مستقر تبادل بین جامعه و طبیعت، اصلی ثابت بوده و در هیچ مورد و حالتی نمی توان آن را یک داد یا ستد یکجانبه و یا تحول یکطرفه پنداشت.

بنابراین روشهای بهره برداری و تبدیل و تغییر محیط طبیعی با توجه به شناخت صحیح قوانین اجتماعی که بر آن محیط استوار است انجام می گیرد. بدین سبب تحقیق در مورد دو اولویت انجام می گیرد:

1-  مسائل مربوط به ارزیابی نیازهای کنونی و آینده جامعه مانند استفاده از محیط طبیعی برای تحقق بخشیدن به اهداف صنعتی و زراعتی، نیازهای عمرانی و ایام فراغت و سرگرمی ها و ...

2-  مسائلی که از نظر اقتصادی به منظور رفع نیازها در چارچوب ملاحظات علمی و فنی طرح های عملی مطرح می گردد. در این صورت امر پژوهش به مقولات اقتصادی از قبیل سود آوری، قیمت و ارزش، درآمد ملی و نرخ رشد آن و اثرات بهره برداری از منابع و سرزمین ها مربوط می شود.

به طور کلی در دیدگاه رادیکال فرایندهای جغرافیایی و ساخت داخلی آنها و تفاوت های موجود در بهره گیری از این فرایندها باید با توجه به عامل رسیدن به حداکثر سود تبیین شود. بدین سبب طلب سود بیشتر و در نتیجه عامل رقابت جزء سیستم دائمی و پایدار این نظام فکری است. بر اساس این مقدمه باید اذعان داشت که رادیکالها به سه مفهوم اساسی تاکید دارند:

1-     مفهوم مازاد

2-     شیوه یکپارچه سازی اقتصادی

3-     مفاهیم سازمان فضایی

با مازاد تولید انسان می توانست باز هم برای تولید بیشتر تلاش کند و نه تنها برای بقای خویش با مشکلاتی مواجه نمی شد، بلکه با فعالیت بیشتر می تواند به توسعه اقتصادی مورد نظر نیز دست یابد. بنابراین اهداف بهره برداری از محیط شامل رفع نیازهای رو به تزاید بشر، حفظ ظرفیت و قابلیت تولید مجدد این منابع است.

جهت کاهش مضرات زیست محیطی و بهره برداری از منابع طبیعی به نفع تمامی بشریت توسل به عواملی که انفکاک آنها از مسائل اجتماعی غیر ممکن باشد، اجتناب ناپذیر است. بدین سبب ملی نمودن زمین و انواع ثروت های طبیعی نقطه آغاز این مرحله است.

توضیح اینکه مازاد تولید نیازمند به سیستمی منظم از سازمان های اجتماعی – اداری و اقتصادی است. سیستم مزبور قادر به بکارگیری سهم زیادی از طبیعت بوده و نیاز به همکاری و تعاون را توجیه می نماید.

نهایتا باید گفت که برای دستیابی به مازاد تولید تعاون و همکاری و دیوانسالاری و مدیریت برای سامان بخشی به امور ضرورت پیدا می کند که همه اینها در نهایت به یک مرکز قدرت فعال نیاز دارد، در نتیجه این سازمان های اجتماعی – اقتصادی نیروی سیاسی به وجود می آید. بدین سبب مفهوم «اقتصاد کار اجتماعی» با هدف استفاده از منابع طبیعی و عمل عقلائی در محیط مطرح می گردد.

در مفاهیم سازمان فضایی رادیکالها جغرافیا را بعنوان علم پراکندگی می دانند. بدین سبب این علم را به علوم ریاضی وابسته می کنند. بنابراین علم جغرافیا در این بینش مطالعه پراکندگی فضاها و وابستگی مکانی است. در نتیجه مفاهیم «مکان» و «پراکندگی» اساس کار این جغرافیدانان می باشد.

برای دستیابی به تئوری تحلیل مکانی به علوم اجتماعی و اقتصادی تکیه می زنند و برای سازمان بندی فضایی به روشهای آماری و ریاضیات تاکید می شود. بدین ترتیب همانند اکولوژیست ها به تفاوت های موجود میان عوامل طبیعی و انسانی در مکان یا فضای زندگی تاکید می شود و نگرشهای مکانی و اکولوژیکی در تحلیل های جغرافیایی پیاده می شود.

بحث و نتیجه گیری

یکی از مشکلات و ابهامات مهم در بسیاری از فسلفه علوم مربوط به استنتاج مطالب و اصولی است که بعنوان مبانی در تعابیر، تفاسیر از آن یاد میشود.

جغرافیدانان مبانی و اصول بایدها و نبایدهای خود را از عملکردهای محیط طبیعی اخذ کرده و در حقیقت در قیاس خود جاری بودن حقایقی از طبیعت را مبنا و ملاک برداشت های خود تلقی می کنند و بدین اصل نیز معتقدند که آنچه بدست بشر عینیت یافته (مناظر جغرافیایی) می تواند خود انعکاس و تصویری از فضایی باشد که در ذهن آنان تکوین یافته است. بعبارتی فضای ذهن ما تصویرهایی دارد و بشر همواره تلاشی مستمر بر عینیت بخشیدن به آن داشته است والبته می توان با بازشناسی از عینیت بخشیدن ها بعضا به آن فضای تفکر و ذهن نیز دست یافت. اما سخن بر آن است که ذهن آدمی آن تفکرات و آن قیاس ها و به تبع آن، آن تصویرها را کی و از کجا الهام می گیرد.

آنچه را ما امروزه تحت عنوان اکولوژیسم و رادیکالیسم با آن روبرو هستیم در حقیقت درسهایی بوده است که بشر از محیط های طبیعی و بر حسب تفسیر و تحلیل انسان از مدار کنش طبیعی آموخته است و اگرچه بر آن نیستیم که این استاد را بدآموز معرفی کنیم که شاید تحلیل ذهن آدمی مقصر بوده است.

در عصر ما شکل گیری و برپایی فضاها و چشم اندازهای جغرافیایی بیشتر متاثر از عوامل اقتصاد سیاسی است زیرا بشریت در این عصر بستر تحلیل های خود را غالبا بر کمیت های مقداری قرار داده است و در حقیقت آنچه بزعم ما تفاوت های جغرافیایی قلمداد می شود کمتر از تفاوت های مکانی و محیط طبیعی نشات گرفته و بیشتر متاثر از عقاید و تفکرات سیاسی زمانه است. البته این نکته که منشاء اصلی تفکرات سیاسی و اقتصادی چه می تواند باشد مطلب بسیار مهمی است. و بطور خلاصه باید گفت که دیدگاه علمی جدید از طبیعت به ما درسهایی می آموزد که عامل اصلی در شکل گیری و پذیرفتن چنین اصول سیاسی اقتصادی، در تفکرات اندیشمندان امروزی است.

بهر حال تفکراتی که محور اصلی آن بر منظومه های مقداری قرار دارد حتی در نوع مدیریت های جوامع امروز بخوبی متجلی است و بکار بردن اصطلاحاتی چون اقتصاد سیاسی فرسایشی، فرسایش توسعه و عقب ماندگی و ... بخوبی نقش چنین تفکراتی در تغییر مکانیسم های جاری طبیعی است.

با این مقدمه باید گفت که: دامنه تاثیرات تفکر داروین بر تفکرات بشری بویژه آنها که محور تفکرشان بیشتر بر مدار سوداگری بود و بالاخص سیاسیون آنزمان آنچنان خوشایند اتفاق افتاد که بعنوان پشتوانه فرهنگی برای مقاصد سیاسی آنان تلقی گردید و مدار روابط اقتصادی سیاسی و اجتماعی دنیای ما را بر این اصول قرار داد و تنها به بهانه اینکه طبیعت این چنین است. بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که این اصول بر روابط انسانها هم بایستی حاکم باشد. چهار اصل داروین اصولی بودند که در زیست شناسی مطرح شدند. ولی مکاتب اکولوژی قیاسی بیولوژیک – زیستی نموده و بر جوامع انسانی تعمیم داد.

به کرسی نشستن چنین افکاری در جامع عقول بشری اهمیت فوق العاده ای داشته و دارد و انعکاس چنین تفکراتی را به خوبی می توان در ساختارهای فضایی و جغرافیایی ردیابی نمود. حتی تفکرات جغرافیدانان رادیکال در انتظام امور به تعاون بجای رقابت نیز درسی بود که آنها به زعم خود از طبیعت می گرفتند: کروپتکین که فلسفه و نظریه خود را از تنازع بقاء داروین گرفته بود بجای سنگدلی و بی رحمی تعاون متقابل را مطرح می کرد و معتقد بود تکامل داروین به ما می گوید انسان ها چگونه باید با هم زندگی کنند نه اینکه چگونه زندگی می کنند.

بنظر وی در جوامع سرمایه داری تعادل اکولوژیک مورد تجاوز قرار می گیرد. و این عدم تعادل نتیجه عدم برابری های انسانی در جوامع مزبور است. یعنی طبیعت و مردم در یک قالب کل بسر می برند و دگرگونی در یکی سبب دگرگونی و تخریب دیگری خواهد بود. پس این عدم تعادل در روابط انسانی است که عدم تعادل اکولوژیک را در محیط های جغرافیایی بوجود می آورد.

بنابراین می توان دریافت که حتی رادیکالیست ها که تفکرات انسانی تری نسبت به جغرافی دانان محافظه کار ارائه می دادند باز بستر الگو گرفتن فکریشان طبیعت بود و تنها در تعبیر اصول طبیعی آن هم در بعضی از آنها اختلاف نظر دیده می شود. بطور کلی جغرافیای اکولوژیک چه محافظه کار و چه رادیکال هر دو ارزشهای خود را از واقعیات علمی در طبیعت اخذ کرده اند و به چنین سفسطه ای گرفتار آمده اند.

برای روشن شدن این سفسطه باید گفت که: کار علم شناخت روابط بین پدیده هاست و در نهایت به صحت و سقم مطلبی می پردازد. حال آنکه بشر هم اکنون از این مقوله تحت عنوان باید و نباید و ارزش و ضد ارزش استخراج می نماید که از غایت علم یعنی درستی و نادرستی نمی توان انتظار داشت که با دو مقوله مزبور ارتباط داشته باشد. بنابراین از دو مقدمه خبری نمی توان استنتاج اخلاقی نمود.

بعبارت دیگر در مورد مبنای فکری اکولوژیست ها و رادیکالیست ها مقصود در قالب قیاسی منطقی انجام گرفته است. شکل قیاس را در فرمهای مختلف و ممکن آن می توان به صورت زیر آرایش داد:

1- قوانین در جامعه حیوانی (طبیعت) جاری است.

 2- انسان حیوان (بخشی از طبیعت) است

 3- پس قوانین * باید در جامعه انسانی جاری شود.

اشکالات قیاس فوق بشرح زیر فعال می شود:

  1. عدم تکرار حد واسط در مقدمتین (جمله 1 و 2 جریان یافتن در جامعه حیوانی)
  2. به فرض در نظر نگرفتن ایراد اول نتیجه قیاس فوق عقیم است. زیرا براساس اصول منطقی چون این قیاس شکل دوم قیاس ارسطویی 1 است، باید مقدمتین در سلب و ایجاب اختلاف داشته و کبری نیز کلیت داشته باشد. تا قیاس منتج گردد وگرنه عقیم خواهد بود.

اگر قیاس را به شکل چهارم 2 درآوریم این اشکال به نوع دیگری باقی خواهند ماند.

1-     جامعه حیوانی دارای قوانین * است

2-     انسان جزء جامعه حیوانی است

3-     بعضی قوانین * بر انسان جاری است

بر اساس قوانین منطقی در شکل چهارم هر دو مقدمه توجیه و صغرا کلیت دارد. چون قیاس فوق دارای شرایط مزبور

(1)  در شکل دوم قیاس حدواسط در هر دو مقدمه محمول است.

(2)  در شکل چهارم قیاس حدواسط در صغرا موضوع و در کبری محمول است.

است بنابراین قیاس منتج می باشد. ولی از آنجا که نتیجه بصورت «بعضی قوانین * انسان جاری است» نوشته می شود. لذا قطعیت دادن به جاری بودن همه قوانین حاکم بر جامعه حیوانی در جامعه انسانی بصورت جدی به زیر سوال رفته و بحث اصلی که کدام قانون طبیعی را در مورد جامعه انسانی باید پذیرفت و کدام قانون را باید رد کرد همچنان باقی خواهد ماند. در نهایت باید این مهم را بیش از پیش به خاطر داشته باشیم که به موازات قطع ریسمان آسمانی و کم رنگ شدن ارزشهای الهی، طبیعت و قوانین آن رفته رفته چارچوبه و قالبهای ذهنی انسان را بیش از پیش به شکل گیری واداشته است و این خلاء هدایتی را بشر سعی کرده است از طبیعت وام گیرد. بعبارتی در معرکه غلبه انسان بر طبیعت اگرچه دما و باران، سردی و گرمی و ... کمتر بر انسان حاکمیت نشان داده است ولی بر دل او، ذهن او و بر تفکر او استیلائی همه جانبه یافته است. به گونه ای که طبیعت بستر یا الگوی باید ها و نبایدها و ارزشها و ضدارزشهای او را ترسیم می کند.

فهرست منابع و مآخذ

1)     آذرنگ، عبدالحسین. تکنولوژی و بحران محیط زیست، انتشارات امیر کبیر، 1364.

2)     پازارگاد، بهاالدین. تاریخ فلسفه سیاسی. جلد دوم . انتشارات کتابفروشی زوار 1359

3)  داروین، چارلز روبرت. بنیاد انواع بوسیله انتخاب طبیعی یا تنازع بقاء در عالم طبیعت. ترجمه عباس شوقی. جلد اول. کتابخانه مرکزی 1318

4)     درئو، ماکس. جغرافیای انسانی. ترجمه سیروس سهامی. جلد اول. انتشارات رایزن 1371

5)     ستخر، ماکس. واژه های نو. 1357

6)     سرخبت، ال.تی. ایدئولوژی های سیاسی معاصر. ترجمه محمود کتابی. اصفهان 1357

7)     رامشت، م.ح. سوفستیکون در جغرافیا. مقاله ارائه شده در هشتمین کنگره جغرافیدانان تابستان 1373

8)     رامشت، م.ح. مکاتب جغرافیایی. جزوه درسی کارشناسی ارشد. سال تحصیلی 74-1373

9)     شکویی، حسین. انسان و محیط. جزوه درسی کارشناسی ارشد. سال تحصیلی 66-1365

10)شکویی، حسین. جغرافیای اجتماعی شهرها. انتشارات جهاد دانشگاهی. 1369

11)شکویی، حسین. جغرافیای کاربردی و مکتبهای جغرافیایی. آستان قدس رضوی. 134

12)شکویی، حسین. دیدگاههای نو در جغرافیای شهری. جلد اول. انتشارات سمت 1373

13)شکویی، حسین. فلسفه جغرافیا. انتشارات گیتاشناسی. 1364

14)فرید، یدالله. سیر اندیشه در قلمرو جغرافیای انسانی. انتشارات دانشگاه تبریز 1374

15)قارایوین، آی. آی. پیدایش انسان و عقاید داروین. ترجمه عزیز محسنی. انتشارات مرکز نشر سپهر 1354

16)هایر، ارنست. جمعیت ها، گونه ها و تکامل. ترجمه جمشید درویش. انتشارات نیما 1366

17)نوموسکا، گائتا و بوتو، گاستون. تاریخ عقاید و مکتبهای سیاسی از عهد باستان تا امروز. ترجمه حسین شهید زاده. انتشارات مروارید 1370.

منبع: نشریه سفیر به قلم دکتر حسین عساکره

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر
کلمات کلیدی وبلاگ
دوستان من
جامعه جغرافیا و برنامه ریزی شهری و روستایی و توریسم دانشجویان کارشناسی ارشد ژئومورفولوژی آزاد نور مرکز اطلاعات علمی تخصصی مدیریت شهری مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر کتابناک سایتی برای دانلود رایگان کتاب زمین شناسان دانشگاه آزاد اسلامی ژئومورفولوژی و برنامه ریزی محیطی انجمن جغرافیایی دانشگاه گلستان ژئومورفولوژی- جغرافیای طبیعی وبلاگ تخصصی رشته جغرافیا سازمان زمین شناسی ایران سایت تخصصی جی ای اس رستنگاه- جغرافیای انسانی کویر ها و بیابان های ایران کتاب خانه ملی ایران سایت بقا در طبیعت ایران هیدرولوژی جغرافیای نوین علوم جغرافیا کو ه گشت زاگرس بینش ژئوتوریسم علوم زمین دانشنامه رشد نشنال جئوگرافی سفر در طبیعت ایران انجمن ژئومورفولوژی وبلاگ نقشه بردار نودال سیستم های ژئومورفولوژی راهنمای سفر های خارجی انجمن مخاطره شناسی ایران سایت جامع گردشگری ایران موسسه ملی اقیانوس شناسی پایگاه ملی داده های علوم زمین دانشجویان جغرافیای طبیعی رشت مجله پژوهشهای ژئومورفولوژی کمی موسسه علمی تحقیقاتی چشم انداز انجمن تخصصی پژوهشگران علوم جغرافیا انجمن علمی زمین شناسی دانشگاه تهران دانشجویان ژئومورفولوژی دانشگاه محقق اردبیلی انجمن علمی مهندسی نقشه برداری و ژئوماتیک ایران اخبار فناوری اطلاعات شبکه دوستان بهشت من شبکه اجتماعی ادبیات جهان